چِرک؛ چِرک؛ چِرک.
مغزم پراز چرک است ، ذهنم پر از چرک است.
لایه های مغزم ، تمام شیارهای آن پر است از چرک و عفونت و نفرت.
بوی آنرا حس میکنم. همچنین درد آن را؛ درد هولناک آن را.
می خواهم بدهم مغزم را برایم جراحی کنند؛ میخواهم بدهم مغزم رابشکافند؛
میخواهم چرکها را بتراشند و پاک کنند
میخواهم بگردم پی پزشکی که بتواند چرک شیارهای مغز رابشوید!
برچسب: محموددولتآبادی,
نویسنده: آریا کمالی