
زیـر مجموعه ی خودم هستممـثـل مجموعه ای که سخت تهی ستدر سـرم فکر کاشتن دارمگـرچه باغ من از درخت تهی ستعـشـق آهـوی تـیـز پا شد و منببر بی حرکت پتوهایمنگران نیستم که تا امروزنرسیدم به آرزوهایمرسیدن'>نرسیدن، رسیدن محض استآبزی آب را نمی بیندهر که در ماه زندگی بکندرنگ مهتاب را نمی بینددوری و دوستی حکایت ماستبعد از آن هرچه هست در هوس است«پای احساس در میان باشدانتخاب پرنده ها قفس است»لذت یک نفس رهایی رااز نگاه اسیر باید دیدکوه در رشته کوه بسیار استکوه را در کویر باید دیدگرچه باغ من از درخت تهی ستدر سرم فکر کاشتن دارمشعر را عشق را مکاشفه راهمه را از نداشتن دارمیاسر قنبرلومنبع بخوانید...
ادامه مطلب
حر ف بزنید ....ترسِ از دست دادن، آدم ها را لال می کند!ترسِ از دست دادن، آدم ها را ضعیف ، توسری خور و بی اهمیت جلوه می دهد!آدم های ضعیف،زودتر و بیشتر از دست می دهند ...دلخوری هایتان را بگویید ، خواسته ...
ادامه مطلب
همه چيز بايد به وقتش باشددلت به آمدن نيست،قبولاحساست را خاك گرفته،قبولاز شكستن مى هراسى،اين هم قبولاما مصمم اگر شدى به آمدن،در كنارم بمان!بمان تا ثابت كنيم،دوست داشتن هنوز هستبمان تا بريزيم ترسِ تمامِ آدمهاى مثلِ خودَت رابمان تا پاييز را جورِ ديگر تعريف كنيممهم نيست كجاى پاييزيم،مهم نيست يخبندانِ دوست داشتن هامهم ماندنِ توستمهم ساختن ماستمصمم اگر شدى به آمدن،به وقتش بيا جانم!نه آنقدر زود،كه لياقتت را نداشته باشمنه آنقدر دير،كه دوست داشتن از دهان افتاده باشد! ...
ادامه مطلب
هـیــــچ!:همیشه کسی هستکه منتظر است ... همیشه کسی هستکه نمی آید ......
ادامه مطلب
حس خوب سبک شدن دارد درد و دل با کسی که درد دل است ...
ادامه مطلب
رفتن هم حرف عجیبی است شبیه اشتباه آمدن!گفت بر ميگردمورفتوهمه ی پلهای پشت سرش را ويران کرد.همه میدانستند ديگر بازنمیگرددامابازگشتبی هيچ پلی درراه؛اومسير مخفی یادها رامیدانست...
ادامه مطلب